سه شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۳ ساعت 23:54 توسط مرتضی حسینی | 
وجود خسته ام دیگر, دراین دنیا نمی گنجد
که درظرف حقیری, شوکت دریا نمی گنجد
روم راه دگر گیرم, ازاین خلق هزاران رنگ
به جمع این جهان دیگر, صفای ما نمی گنجد
هزاران گفتنی دارم, زاندوه درون سوزم
ولی افسانه ی تلخم, به محفل ها نمی گنجد
الا, ای پیر میخانه, ببند امشب دَر خانه
که مست ساغر غم ها, دگر این جا نمی گنجد
نسیم عطر افشان کو, که بوی یار من آرد
دگر درسینه ی تنگم, دل شیدا نمی گنجد
بگو با آن سیه گیسو, که بردارد حجاب از رو
که در صد بند تو در تو, رُخ زیبا نمی گنجد
خوشا گلگشت صحرا وُ سکوت ناب کوهستان
دل افسرده در شهر پُر از غوغا نمی گنجد
بریز ای چشم خون افشان, سرشک غم به دامانم
که خون دیده ام دیگر, دراین مینا نمی گنجد
مگر لطف تو بنوازد, دل زار پریشانم
که دل در سینه ی تنگم, ازاین سودا نمی گنجد
به دل صد سینه غم دارم, تورا ای عشق کم دارم
به دادم رَس, که غم در این دل تنها نمی گنجد

برچسب ها :

شعر

،

فرستنده علی نیا

مشخصات
در این وبلاگ سعی می کنم ارتباط های روانسنجی با منابع انسانی و کاربرد آن در سازمان را شرح دهم.